بسم الله الرحمن الرحیم

وبنوشت شخصی محمد جواد ثقفی

بسم الله الرحمن الرحیم

وبنوشت شخصی محمد جواد ثقفی

بسم الله الرحمن الرحیم

محمد جواد ثقفی
دوره 27 سمپاد

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۳/۱۲/۱۴
    ...
  • ۹۳/۱۰/۱۷
    .
آخرین نظرات

۱۷ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

طنز/ پرسشنامه عضویت در یک حزب اصلاح طلب!


 بعداز ماجرای رای یک عضو اصلاح طلب شورای شهر به نامزد اصولگرای شهرداری تهران، خبر رسید که عضو مذکور از چند جمع اصلاح طلبانه اخراج شده است. البته اینکه آیا چنین کاری درست بوده است یا نه را نمی‌دانیم. یعنی اصلا به ما چه ربطی دارد، آگاهان و کارشناسان حقوق می‌گیرند برای تبیین همینجور مسائل دیگر؛ حالا به من چه که بخواهم تحلیل کنم، اصلا مگر به من چقدر حقوق می‌دهند...
 
بگذریم. خلاصه بعد از این ماجرا پرسشنامه عضویت در یکی از احزاب اصلاح طلب به بیرون درز کرده است که در راستای گردش آزاد اطلاعات تقدیم خوانندگان می‌شود. گویا هر کس که بخواهد عضو این احزاب شود باید چنین چیزی را پر کند.
 
 
 
الف/ علایق شخصی
 
1. با توجه به اینکه طبق آخرین نظرسنجی بین شورای مرکزی حزب مشخص شده است اکثریت قاطع اعضا علاقه دارند خیار را با پوست بخورند، شما چه میوه‌ای را دوست دارید با پوست بخورید؟
 
 
 
2. اگر همه اعضای شورای مرکزی در یک روز گرم تابستانی با بارانی و چکمه بیرون بیایند، شما بین کاپشن چرم قهوه‌ای و اورکت پوست سمور کدام را انتخاب می‌کنید؟
 
 
 
3. بین تویوتا کمری که دبیرکل حزب سوار می‌شود و بنز کوپه که قائم مقام وی برای مسافرت‌های خارج از شهر از آن استفاده می‌کنید، دوست دارید حسرت داشتن کدام خودرو را بخورید؟!
 
 
 
ب/ پایبندی تشکیلاتی
 
1. با توجه به اینکه دبیرکل حزب سابقه آب آلبالو فروشی را بعنوان اولین فعالیت مدنی در کارنامه دارد، شما روزی چند لیوان فعالیت مدنی می‌خورید؟
 
 
 
2. در آخرین مجمع عمومی حزب تصویب شد که برای افزایش کارآیی اعضا، هیچ کدام از آنها تا قبل از 40 سالگی فرزند نداشته باشند. با توجه به این امکر شما بین سپردن فرزندتان به پرورشگاه، رها کردنش در خیابان و سپردن وی به شاخه دانش آموزی حزب جهت کار در خیابان و تحصیل در آمد برای حزب، کدام را انتخاب می‌کنید.
 
 
 
ج/ سوالات چهار گزینه‌ای
 
1. به نظر شما دلیل اصلی شکست نازیسم و برچیده شدن این حزب چه بود؟
 
الف) خطای تشکیلاتی اعضا
 
ب) خطای بزرگ تشکیلاتی اعضا
 
ج) خیانت اعضا به آرمان حزب
 
د) خیانت اعضا به رهبری حزب
 
 
 
2. فرض کنید سه روز است که هیچ چیز نخورده‌اید و از گشنگی مشرف به موت هستید. در این زمان یک پیاله ماست برای شما می‌آورند. در همین حال رهبری حزب که جلویش مقدار معتنابهی غذا از مرغ و شیشلیک و کوفته و قورمه سبزی و بیف استراگانف و... وجود دارد، هوس ماست می‌کند. شما چکار می‌کنید؟
 
الف) ماست را خورده و بعد بخاطر این جنایت خودکشی می‌کنید
 
ب) ماست را به رهبری حزب داده و بعد سرخوش از این انجام وظیفه قبل از اینکه از گرسنگی بمیرید از خوشحالی سکته می‌کنید
 
ج) ماست را به رهبری حزب داده و در حالی که لبخند می‌زنید از گرسنگی نفله می‌شود
 
د) ماست را خورده و بعد این فکر می‌کنید که من چرا چنین غلطی کرده و این (...) را خوردم!
 
 
 
3. با توجه به اینکه «زنده باد مخالف من» شعار حزب ماست، چه خبر؟!
 
الف) من خوبم، شما خوبی؟
 
ب) کنتور هست خدمتتان؟
 
ج) آخرین باری که شرم کردید دقیقاً کی بود؟
 
د) با حیا یک جمله بسازید و به آن عمل کنید.

به مناسبت تولد عستاد

به مناسبت تولد عستاد
1392/7/7
(از استاد افشار)
یلثال

تاثیرات بی نظیر مکالمه حسن روحانی با اوباما :))


 
تاثیرات بی نظیر مکالمه حسن روحانی با اوباما :))

روحانی_مچکریم  
اوباما

چه کسی اولین تماس را گرفت؟

راست و دروغش با "سوزان رایس":



نقل از جهان نیوز:

 چه کسی اولین تماس را گرفت؟ این پرسشی است که رسانه ها هنوز پاسخی برای ان نیافته اند. گفتگوی تلفنی روسای جمهور ایران و امریکا پس از ۳۴ سال، آن قدر مورد توجه رسانه های دنیا قرار گرفته است که واکنش ها، حاشیه ها و بازتاب های این مکالمه، با وجود بازگشت روحانی به ایران، همچنان تیتر اول خبرهاست.

اما نکته حاشیه ای این مکالمه تلفنی، برقرار کننده اولین تماس است. رسانه های ایران با انتشار خبر این مکالمه از تماس اوباما و روحانی خبردادند. اما مشاور امنیت ملی امریکا در گفتگو با شبکه »سی ان ان» ادعای متفاوتی مطرح می کرد.

«سوزان رایس» ضمن «صمیمانه» و «سازنده» خواندن اولین تماس روسای جمهور ایران و آمریکا پس از ۳ دهه اعلام کرد روحانی از اوباما خواست با او تماس بگیرد:« امروز اتفاق شگفت آوری پیش آمد، از سوی هیئت ایرانی تماس گرفته شد و اعلام شد پرزیدنت روحانی در مسیر حرکت به سمت فرودگاه تمایل به گفتگو با اوباما دارد و ما قادر هستیم بگوییم که تماس برقرار شد و سازنده بود.»

رایس گفته:« این تماس با در نظر گرفتن زمان ترجمه، ۱۵ دقیقه طول کشید و هرچند تماس کوتاهی بود اما برای تبادل پیام دو طرف کافی بود.»

رایس این را هم گفت که اوایل هفته واشنگتن تمایل خود را برای دیداری مختصر بین روسای جمهور ایران و آمریکا اعلام کرد اما طرف ایرانی این دیدار را پیچیده خواندند.

اما سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران پس از بازگشت به تهران و در جمع خبرنگاران با این ادعا متفاوت بود. حسن روحانی گفت:«دیروز در لحظه ای که در حال حرکت به فرودگاه بودیم آمریکایی ها تماس گرفتند که چند دقیقه ای را به صورت تلفنی با آقای اوباما گفتگو داشته باشم که این مکالمه انجام گرفت.»

گفتگو دقیقه 90 در هواپیما

copy...paste ...from :http://rajanews.com/detail.asp?id=169171

: یک  و رییس‌جمهور اوباما دقایقی چند (آخرش چند؟!) با یکدیگر بصورت تلفنی گفتگو کردند. طبق خبرهای موثق بعد از این دیدار صرافی‌های لاس وگاس، لس‌آنجلس، میشیگان و حتی آلکاتراز مملو از آمریکایی‌هایی است که برای خرید ریال به آنها هجوم آورده‌اند. حتی گفته می‌شود وزیر اقتصاد آمریکا گفته که مردم سرمایه‌هایشان را از بخش مسکن خارج کرده و به بازار ارز منتقل کرده‌اند. یعنی تا این حد دلار داره میاد پایین!

اما در همین بازار خودمان هم ظاهراً بازار ارز تکانی خورده است و تا این لحظه دلار دویست تومان کشیده پایین. شاهدان عینی گزارش داده‌اند که اگر صد تومان دیگر هم بکشد پایین قول می‌دهند قضیه هواپیمای مسافربری و ناو وینست را هم فراموش کنند!

برای تحلیل واکنش بازار ارز نسبت به این گفتگو ابتدا بخشی از گفتگو را با هم خوانده و سپس به میکروتحلیل آن می‌پردازیم. طبیعتا برای اینکه مشخص نشود چه کسی زنگ زده بوده، مکالمه از میانه‌های گفتگو شرح داده شده است.

 

اوباما: چطوری حسن جون؟

مقام ایرانی: قربونت برم باراک.

اوباما: ای بابا... تو دیگه بهم بگو حسین. اینجوری راحت ترم.

مقام ایرانی: چشم عزیزم. تو خوبی حسین؟

اوباما: با تو حرف میزنم بهتر هم میشم!

مقام ایرانی: ای جوووووون. فدات بشم.

اوباما: میگما... خیلی خوشحالم بالاخره تونستیم با هم حرف بزنیم. اگه بدون صحبت نیویورک رو ترک میکردی ازت ناراحت می‌شدم.

مقام ایرانی: روم سیاه... مجبور بودم بخاطر گروههای فشار بذارم دقیقه نود.

اوباما: میگم حالا کی همدیگه رو ببینیم؟

مقام ایرانی: نباید عجله کنیم. بذار ببینیم بابت همین گفتگو چه واکنشی نشون می‌دن.

اوباما: تو رو خدا نگو؛ دلم ریش میشه. نکنه اتفاق بدی برات بیفته؟ اگه طوریت بشه من خودم رو نمی‌بخشم!

مقام ایرانی: به دلت بد راه نده... بچه‌ها حواسشون به همه چیز هست.

اوباما: میگم بالاخره این سوریه رو چکار می‌کنی؟

مقام ایرانی: چه میدونم والّا... میدونی؟ این قضیه خیلی هم دست من نیست. حالا یه کاری برات می‌کنم.

اوباما: خدا خیرت بده، بدجور تو گل گیر کردم.

مقام ایرانی: درت میارم باراک جون.

اوباما: بازم که گفتی باراک! اینطوری فکر می‌کنم دوستم نداری ها!

مقام ایرانی: از دهنم در رفت حسین. به دل نگیر. کاری نداری؟

اوباما: تو قطع کن.

مقام ایرانی: نه... تو قطع کن.

اوباما: تو قطع کن دیگه!

مقام ایرانی: اصلا یک دو سه میگیم با هم قطع می‌کنیم!

 

مقام ایرانی و اوباما: یک.. دو.. سه...

 

راهنمای جدول

+: افزایش

-: کاهش

O: بازار در انتظار

J: بازار می‌خندد

 

عبارت

تغییر قیمت(تومان)

چطوری حسن جون؟

 

+23

قربونت برم

 

+31

اینجوری راحت ترم

 

+2

عزیزم

 

+12

با تو حرف میزنم بهتر هم میشم!

 

+52

ای جوووووون. فدات بشم

 

+124

ازت ناراحت می‌شدم

 

-86

گروههای فشار

 

-186

کی همدیگه رو ببینیم؟

 

O

نباید عجله کنیم

 

O

دلم ریش میشه

 

-15

نکنه اتفاق بدی برات بیفته

 

O

اگه طوریت بشه من خودم رو نمی‌بخشم

 

-75

بچه‌ها حواسشون به همه چیز هست

 

J

میگم بالاخره این سوریه رو چکار می‌کنی؟

 

O

این قضیه خیلی هم دست من نیست

 

-47

 

 

حالا یه کاری برات می‌کنم

 

+115

خدا خیرت بده

 

+2

بدجور تو گل گیر کردم

 

-16

درت میارم باراک جون

 

+28

اینطوری فکر می‌کنم دوستم نداری ها!

 

-17

به دل نگیر

 

+53

اصلا یک دو سه میگیم با هم قطع می‌کنیم!

 

J OJ OJ

 مجموع

-0-

 

 

روحانی مچکر..

آقای روحانی که قصد نرمش داشتند،خدا رو شکر قهرمانانه پیش رفت.

به قول معروف:

نرمشکاران پیروز باشید * خرم  چون گل هر روز باشید

جا داره همین جا بگیم:

[آقای!] روحانی مچکریم

"آقاش"و گذاشتم برای خوشنودی جناب (آقای!)طلایی!
تا اینجاش خوبه.
طوطیان خوش سخن آورده اند  :یه روز صبح که آقای! روحانی در حال نرمش صبحگاهی بودند تصمیم گرفتند  خیلی اتفاقی برای احوال پرسی یه زنگی به آقای! اوباما بزنند و بر ارادشون برای حل مشکلات تاکید کنند.
آقای روحانی انقلابی بودن پیشکش،دیپلمات باشید!
پ.ن:در راستای نرمش آقای "حقوقدان" نا "سرهنگ" دیشب ،استان زادگاهشان 10 بار لرزید.

قیدار

اینم خوبه بخونید

قیدار